تبليغاتX
تیتر یک
 
دفتر چه یادداشت
 
 

امروز در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه تهران ثبت نام کردم .خدا رو شکر نمردیم و کارشناسی ارشد هم قبول شدیم .خیلی خوشحالم .

  نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 12:44  توسط معصومه موسی وند  | 
محکم گاز می گیرم،آبش از گوشه لبم سرازیر می شود، جای خون های لثه ام رویش است چه طعمی دارد این سیب کال.
  نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 22:24  توسط معصومه موسی وند  | 
 

 

مردی که گورش گم شد از حافظ خیاوی رمان خوبی است .این روز ها عجیب کتاب می خونم .خدا رو شکر

  نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 19:50  توسط معصومه موسی وند  | 
چند وقت پیش از مهسا یکی از بهترین دوستان دوران دانشگام که الان در لندن زندگی میکنه  یه میل دریافت کردم که مضمونش این بود.   اون وری ها فکر میکنن اینوری ها خوشن ،این وری ها فکر میکنن اون وری ها خوشن.مهم نیست این ور باشی یا اوم ور مهم اینه که احساس تنهایی نکنی .تو وبلاگ برو بچ که میگردم چه این وری ها چه اون وری ها یه جورایی انگار تنها شدن .انگار حال و حوصله ندارن .جالبه که همه هم به اون چیزایی که خواستن تقریبا هم رسیدن ها .اما بازم شاد نیستن حالا چرا خدا میدونه. به نظر من همه یه جورایی ناسپاس هم شدن .تا ده سال پیش هشت همه گرو نه بود الان ماشاله هم مایه دار شدن و هم موقعیت اجتماعی خوبی دارن .اما نکته اینجاست که تنبل شدن .میخوان یه زنگ بزنن انگار میخوان فیل هوا کنن. منتظرن دعوت شن .ترتیب دادن سفر های دسته جمعی رو یه زمانی به انجامش می بالیدن بیخیال شدن.یه میل محض رضای خدا نمی زنن.اصلا یه جوری زندگی میکنن که کسی ازشون خبر نداره.دلمون واسه  خیلی هم تنگ شده . چقدر از هم دور شدیم .این وری ها اون وری ها من برای دادن یه مهمانی دسته جمعی اماده ام .اوضاع مالی جسمانی روحی و روانی ام هم توپه .پایه باشید.
  نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 18:35  توسط معصومه موسی وند  | 
  به گذشته نگاه میکنی در حال قدم هایت را باتردید بر می داری و برای آینده با ترس می اندیشی اینجا نقطه سقوط است.چرا چون لذت را در گذشته و اینده ای مبهم جست وجو می کنید. می گویند ادم های مست در حال زندگی می کنند .خوشا به حالشان .باید رها کرد و رها کرد .تنها راه گریز این است  .پس رها می کنم ومی  سپارم بادا باد.

  نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 21:4  توسط معصومه موسی وند  | 

سال گذشته وقتی سازمان بهزیستی با کلی سرو صدا طرح بیمه زنان سرپرست خانواده را اجرا کرد یه کمی دلگرم شدیم که نه بالاخره تو این مملکت هستند کسان و سازمان هایی که در راستای حقوق زنان قدم هایی بر می دارند .اما امروز در صفحه اول روزنامه همشهری مطلبی با عنوان بیمه زنان سرپرست خانواده لغو شد به چاپ رسیدکه همه اون دلگرمی ها رو به یاس و نومیدی تبدیل کرد.شنیده ها حاکی است هر چند این طرح در ابتدا از استان خراسان رضوی شروع شده، اما قرار است در اینده ای بسیار نزدیک به کل کشور تامین داده شود.جالب است که برای لغو این بیمه هیچ گونه دلیلی عنوان نشده است.به نظر می رسد سلیقه ای عمل کردن در سازمان ها ونهادها، تصویب یک شبه قانون و حذف آن کم کم دارد یک روال  کاملا معمولی در کشور می شود.

پیشاپیش از زحمات سازمان بهزیستی کشور در خصوص تصویب و لغو این فانون کمال تشکر و قدر دانی صورت می پذیرد.

  نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 17:45  توسط معصومه موسی وند  | 
اینجا که زندگی میکنی به چشماتم نمیتونی اعتماد کنی چه برسه به مردم .باید آچار فرانسه باشی تا بتونی یه قدم بری جلو .البته اگه پول داشته باشی مسئله فرق میکنه همه مسئولیت پذیر ومتواضع اند .کارتم هیچ جا گیرنمیکنه .اما امان از اون روز که پول نداشته باشی .اولین کاری که باید بکنی این که طرف مقابلتو درک کنی .سرش دادنزنی .حق مسلمتو لطف فرض کنی وهزاران هزار مسئله دیگه .اینجا همه چیز در گرو پوله .جالب اینجاست که اکثرا هم میگن پول چه ارزشی داره دو روزه دنیا.ای بابا .تاخیر چاپ کتاب رستوران به دلیل کمبود نقدینگی  استرس فراوانی برام ایجاد کرده.کمک
  نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 17:21  توسط معصومه موسی وند  | 
 آخرین عشق کافکا کتابی است از کاتی دیامانت.در واقع ایشان از وابستگان دورا دیامانت آخرین عشق کافکاست .این کتاب با ترجمه خوب سهیل سمی در بازار کتاب کولاک کرده است . تاریچه زندگی کافکا و شیوه تفکر و زندگیش به خوبی در این کتاب نشان داده شده است.کافکا :کسانی که کمک می کنند زودتر از کسانی که به آن ها کمک می شود به این هدف می رسند.
  نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 23:7  توسط معصومه موسی وند  | 
 

بعله بالاخره شماره دوم کتاب رستوران با هزار سلام وصلوات راهی چاپخانه شد.از حق نگذریم شماره دوم خیلی پر بار تر از اولیه.لیست تمام رستورانها و هتل های تهران و شهرستان های بزرگ وتوریستی کشور را دارد.پدرم در آمد تا همه اطلاعات این شماره را جمع آوری کردم.اتحادیه رستوران داران تهران وشمیران نیز به همراه جامه سفره خانه داران سنتی  استان تهران در پی اسقبال گسترده این صنف از  چاپ این کتاب بنده را به عنوان مشاور مطبوعاتی خود انتخاب کردند. 

  نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 21:9  توسط معصومه موسی وند  | 
وقتی بزرگترین بازار سرمایه ای کشور نظیر مسکن می خوابدمتعاقبا سهام شرکت ها در بورس افت پیدا میکند و بانکها برای جبران کسری بودجه خود مجبور می شوند بابت جواب سلام دادن هم کارمزد  بگیرند .در این شرایط که جایی برای سرمایه گذاری باقی نمانده یا سرمایه ها از کشور خارج می شود ویا به امید رونق مجدد در زمین وملک سرمایه گذاری می شوند.به گفته تعداد زیادی از بنگاه داران کاهش  قیمت زمین باعث رونق خرید وفروش در بناهایی  با متراژ پایین شده است و پیش بینی می شود با دادن تسهیلات ۲۵میلون تومانی در خردادماه سال جاری وبرگزار شدن انتخابات این بازار با رشد قابل ملاحظه ای روبه رو شود. نتیجه: سهام شرکتها بالا می رود و بانکها هم تسهیلات تزریق می کنند واز همه مهمتر باز هم چرخ اقتصاد مملکت می چرخدومشکلات مردم حل خواهدشد.

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 15:39  توسط معصومه موسی وند  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM